تبليغاتX
ارام
ارام
مرغ افسانه

پنجره ای در مرز شب و روز باز شد
و مرغ افسانه از آن بیرون پرید.
میان بیداری و خواب
پرتاب شده بود.
بیراهه ی فضا را پیمود ،
چرخی زد
و کنار مردابی به زمین نشست.
تپش هایش با مرداب آمیخت.
مرداب کم کم زیبا شد.
گیاهی در آن رویید ،.......
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 دی1388ساعت 17  توسط جمیله  | 

خانه دوست كجاست در فلق بود كه پرسيد سوار اسمان مكثي كرد .....

رهگذر شاخه ي نوري كه به لب داشت به تاريكي شنها بخشيد .و....

وبه انگشت نشان داد سپيداري و گفت :نرسيده به درخت كوچه باغي است كه از خواب خدا سبز تر است كه در ان عشق به اندازه پر هاي شقايق ابي است...........

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 دی1388ساعت 17  توسط جمیله  | 

http://
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 دی1388ساعت 17  توسط جمیله  | 

پرده را بر داريم بگذاريم كه احساس هواي بخورد بگذاريم بلو غ زير هر بوته كه مي خواهد بيتوته كند بگذاريم غريز ه پي بازي برود كفش ها را بكند و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد .................

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 دی1388ساعت 16  توسط جمیله  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 دی1388ساعت 16  توسط جمیله  | 

دست خودم نیست

اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!

اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.

دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!

دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آذر1388ساعت 16  توسط جمیله  | 

به نام آنکه بر وجود انسان دمید  

و به نام آنکه دل را آفرید

تا پدیده ای چون عشق را معلول آن کند

پس به نام پروردگار عشق و

به نام پروردگار هستی

سلام به همه دوستان عزیز

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آذر1388ساعت 16  توسط جمیله  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آذر1388ساعت 17  توسط جمیله  | 

 

 

 

دوش مي امدورخساره بر افروخته بود      تا كجا باز دل غم زدهاي سوخته بود

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آذر1388ساعت 16  توسط جمیله  | 

سلام عزيزم خوش امدين به وبلاگ من خوش امدین                                

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آذر1388ساعت 16  توسط جمیله  |